منطق مورچه

منطق مورچه

مورچه ها منطق فوق العاده ای دارند که می تواند برای استراتژیست ها الهام بخش باشد.
منطق مورچه ای دارای ۴ قسمت است:

* اولین بخش آن این است: «یک مورچه هرگز تسلیم نمی شود»
منطق خوبی است، اگر آن ها به سمتی پیش بروند و شما سعی کنید متوقف شان کنید، به دنبال راه دیگری می گردند . بالا می روند، پایین می روند، دور می زنند.
آن ها به جستجوی خود برای یافتن راه دیگر ادامه می دهند.
چه منطق قدرتمندی؛ هرگز از جست و جوی راهی که تو را به مقصد مورد نظر می رساند، دست نکش.

* بخش دوم این است:
«مورچه ها کل تابستان را زمستانی می اندیشند»
این نگرش مهمی است.نمی توان این قدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستان برای همیشه ماندگار است . پس مورچه ها وسط تابستان در حال جمع آوری غذای زمستانشان هستند .
آینده نگری اصل مهمی است و باید در تابستان فکر طوفان را هم کرد . باید همچنان که از آفتاب و شن لذت می برید ،به فکر سنگ و صخره هم باشید.

* سومین بخش از منطق مورچه این است:
«مورچه ها کل زمستان را مثبت می اندیشند»
این هم مهم است . در طول زمستان مورچه ها به خود یادآور می شوند که این دوران زیاد طول نمی کشد ؛ به زودی از اینجا بیرون خواهیم رفت . و در اولین روز گرم ، مورچه ها بیرون می آیند . اگر دوباره سرد شد، آن ها برمی گردند زیر ، ولی باز در اولین روز گرم بیرون می آیند . آن ها برای بیرون آمدن نمی توانند زیاد منتظر بمانند.

* و اما آخرین بخش:
یک مورچه در تابستان چه قدر برای زمستان خود جمع می کند؟
«هر چه قدر که در توانش باشد»
چه منطق فوق العاده ای است! این منطق که هر چه قدر در توانایی ات است.
یک بار دیگر با هم مرور کنیم:
۱٫ هرگز تسلیم نشو
۲٫ آینده را ببین (زمستانی بیندیش)
۳٫ مثبت بمان (تابستان را به خاطر بسپار)
۴٫ همه تلاشت را بکن
آیا شما به اندازه یک مورچه منطقی هستید؟
مانند یک مورچه منطقی باشیم و مانند مورچه بزرگ بیندیشیم!

 

 
 

خمینی وآزادی

تأملاتي در ديدگاه مرحوم امام خميني ، وقتي در نوفل لوشاتواقامت داشتند:
بخشهايي از سخنان امام خمینی در نوفل لوشاتو 37 سال پیش :

«بشر در اظهار نظر خودش آزاد است.»
«اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است.»
«مطبوعات در نشر همه‌ی حقایق و واقعیات آزادند. »
«در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند.»

«در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش قاضی می‌رود و قاضی او را احضار می‌کند و او هم حاضر می‌شود.»

«یکی از بنیان‌های اسلام آزادی است… بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است.»
«حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است.»

«دولت اسلامی یک دولت دمکراتیک به معنای واقعی است و اما من هیچ فعالیت در داخل دولت ندارم و به همین نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی تشکیل شود، نقش هدایت را دارم.»

«اما شكل حكومت ما جمهوری است، جمهوری به معنای اینكه متكی به آرای اكثریت است.»
«حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی و مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و با همۀ مظاهر تمدن موافق.»
«ولایت با جمهور مردم است.»

«عزل مقامات جمهوری اسلامی به دست مردم است.
برخلاف نظام سلطنتی مقامات مادام‌العمر نیست،طول مسئولیت هر یك از مقامات محدود و موقت است.
یعنی مقامات ادواری است، هر چند سال عوض می‌شود.
اگر هم هر مقامی یكی از شرایطش را از دست داد،ساقط می‌شود.»

«رژیم ایران به یک نظام دمکراسی‌ای تبدیل خواهد شد که موجب ثبات منطقه می‌گردد.»
«اختیارات شاه را نخواهم داشت.»
«من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت.»

«من در آینده (پس از پیروزی انقلاب) همین نقشی که الآن دارم خواهم داشت.
نقش هدایت و راهنمایی، و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می‌کنم…لکن من در خود دولت نقشی ندارم.»

«علما خود حكومت نخواهند كرد.
آنان ناظر و هادی مجریان امور می‌باشند.
این حكومت در همه‌ ی مراتب خود متكی به آرای مردم و تحتِ نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.»

«من نمی‌خواهم ریاست دولت را داشته باشم. طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكیه بر آرای ملت.»
«من چنین چیزی نگفته‌ام كه روحانیون متكفل حكومت خواهند شد. روحانیون شغلشان چیز دیگری است.»

«من و سایر روحانیون در حكومت پستی را اشغال نمی‌كنیم. وظیفۀ روحانیون ارشاد دولت‌ها است.
من در حكومت آینده نقش هدایت را دارم.»

«قانون این است.عقل این است.حقوق بشر این است که سرنوشت هر آدمی باید به دست خودش باشد.»
«باید اختیارات دست مردم باشد. این یك مسئله عقلی است.
هر عاقلی این مطلب را قبول دارد كه مقدرات هركسی باید دست خودش باشد.»

«حكومت اسلامی بر حقوقِ بشر و ملاحظه‌ی آن است.
هیچ سازمانی و حكومتی به‌ اندازه‌ی اسلام ملاحظه‌ی حقوق بشر را نكرده است.
آزادی و دموكراسی به ‌تمام معنا در حكومت اسلامی است. شخص اوّل حكومت اسلامی با آخرین فرد مساوی است در امور.»

«اسلام، هم حقوق بشر را محترم می شمارد و هم عمل می كند. حقّى را از هیچ‌كس نمی گیرد.
حق آزادى را از هیچ‌كس نمی گیرد.
اجازه نمی دهد كه كسانى بر او سلطه پیدا كنند كه حقّ آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب كند.»

«ما که می‌‌گوییم حکومت اسلامی می‌خواهیم جلوی این هرزه‌ها گرفته شود،
نه‌ اینکه برگردیم به 1400 سال پیش.
ما می‌خواهیم به عدالت 1400 سال پیشش برگردیم.
همۀ مظاهر تمدن را هم با آغوش باز قبول داریم.»

«دولت استبدادی را نمی‌توان حکومت اسلامی خواند…
رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی‌شود.»
«ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یک دسته می‌گویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند.»

«حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود.
یکی علی و ...»

«تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند.»

«جامعۀ آیندۀ ما جامعۀ آزادی خواهد بود.
همۀ نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت.»
«ما یک حاکمی می‌خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال‌هایشان را بگویند ..
نه اینکه از سایه او هم بترسند.»

«زنان در انتخاب، فعالیت و سرنوشت و همچنین پوشش خود با رعایت موازین اسلامی آزادند.»
«زن‌ها در حكومتِ اسلامی آزادند حقوق آنان مثل حقوق مردها. اسلام زن را از اسارت مردها بیرون آورد و آنها را هم ردیف مردها قرار داده است ...

تبلیغاتی كه علیه ما می‌شود برای انحراف مردم است.
اسلام همۀ حقوق و امور بشر را تضمین كرده است ...!!!»

چطوری دیکتاتور می سازیم؟  نبوی

 
 چطوری دیکتاتور می سازیم؟   چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۴
 

یک، می گن بیا رای بده، می گیم انتخابات رو تحریم می کنیم، بعد که طرف رای آورد، می گیم چرا رای ما رو حساب نکردن.

دو، با هزار بدبختی یکی رو که حکومت نمی خواد می کنیم رئیس جمهور، بعد از دو سال بهش می گیم فایده نداره استعفا بده.

سه، به طرف می گیم مقاومت کن، سازش نکن، طرف حرفمون رو گوش می کنه و شیش سال می ره زندان، وقتی رفت زندان بعد از دو سال فراموشش می کنیم.

چهار، شعار می دیم اگر فلانی دستگیر بشه ایران قیامت می شه، فلانی رو دستگیر می کنن، بعد می گیم طرف از خودشون بود، وگرنه اینقدر تندروی نمی کرد.

پنج، یارو بیست سال رفته زندان، وقتی می آد بیرون زندان نمی ریم بهش بگیم خرت به چند، بعد به یکی که توی خونه اش نشسته می گیم بخاطر ما برو زندان ازت حمایت می کنیم.

شش، طرف فرمانده سپاهه یا نویسنده محبوب حکومته، بهش می گیم خجالت نمی کشی ای قلم به مزد، ای خائن، بعد طرف موقعیتش رو ول می کنه، می آد طرف مردم، اخراج می شه، بازداشت می شه، زندان می ره، بعد که می آد طرف ما بهش می گیم برو گمشو تو قبلا توی حکومت بودی، ای خائن سابق.

هفت، طرف سی و هفت سال پادشاه بوده موقعی که داره می ره طرفداراش زودتر از خودش از کشور می رن بیرون و کسی ازش حمایت نمی کنه، بعد پسرش رو که سی و هفت سال تو آمریکا زندگی کرده می خوان ببرن بگذارنش بشه شاه، می گن ما حاضریم تا جان در بدن داریم ازش حمایت کنیم.

هشت، می گیم باید اصلاح طلبان وارد حکومت بشن، با زور اصلاح طلب رو وارد حکومت می کنیم، بعد می گیم ما با اصلاح طلب حکومتی مخالفیم، بچه داری بکنم بهتره تا اصلاح طلب حکومتی بشم.

نه، حاضر نمی شیم شرایط رو تحمل کنیم و مقاومت کنیم و از کشور می آییم بیرون که مبارزه کنیم، بعد از پنج سال می گیم من حتی اگر همه چیز هم تغییر کنه حاضر نیستم برگردم، اونجا جای زندگی نیست.

ده، هیچ قدرتی نداریم، می گیم نه می بخشیم نه فراموش می کنیم، بعد طرف همه قدرت رو داره، انتظار داریم هم ببخشه هم فراموش کنه. 

صد میلیون حاجی  نبوی

صد میلیون حاجی  یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۴

 آدم بعضی اوقات از شنیدن بعضی حرفها اگر دق نمی کند، حتما سیستم احساسی اش از بین رفته، یا این قدر مزخرف شنیده که دیگر عادت کرده. یعنی شما فکر کنید ایجاد یک مترو که در همه جای دنیا چهار سال طول می کشد، در ایران چهل سال طول می کشد، و در جریان ایجاد یک نیروگاه هسته ای، که چهل سال است در حال ایجاد است، ۱۹ شاه و رهبر و رئیس دولت تغییر کرده و هنوز نیروگاه تمام نشده، در همین کشور یک تونل که ایجاد آن در همه جای دنیا حتی در کویت و ترکیه هم یک سال طول می کشد، در ایران نه سال طول می کشد.

حالا اینها را بی خیال. مسؤل سازمان یا نهاد امر به معروف و نهی از منکر که هنوز خودش قانونی نیست، گفته که از زمان طرح قانون امر به معروف و نهی از منکر تا نوشته شدن قانون شانزده سال طول کشید و آخرش هم در کمیسیون فرهنگی مجلس تصویب نشد، و گفت: برای تصویب این قانون ۲۲ سال تا حالا کار شده. آن هم برای چی؟ برای اینکه به یک خانم بگویند حجاب ات را درست کن و به یک آقا بگویند برای چی دست این خانم را گرفتی. آن هم در شرایطی که همین قانونی که 22 سال است روی آن فکر شده، در تمام این ۲۲ سال همین قانون به صورت غیرقانونی اجرا شده. یعنی کاری که به طور طبیعی در هر جای دنیا نهایتا سه ماه طول می کشد، در ایران ۲۲ سال طول کشیده و هنوز تمام نشده.

آن وقت آقای نوری همدانی که محل استقرارش در فضای گرمی است، گفته: "حج را به ما واگذار کنید. صد میلیون حاجی را مدیریت می کنیم." اصلا انگار این مرجع تقلید یک چیزهایی را نمی داند که طبیعتا باید هر کودک هفت ساله ای بداند.

یک، کلا در مکه دو میلیون نفر آدم جا می گیرد و همیشه هم جمعیت حجاج در همین حدود است. اصلا صد میلیون نفر در مکه و مدینه جا نمی گیرند.

دو، کعبه در شهر مکه است و مکه در کشور عربستان سعودی و تا زمانی که ایران عربستان سعودی را فتح نکرده و حاکمیت آن را به دست نگرفته، نمی تواند اداره مراسم حج را به عهده بگیرد. مثل این می ماند که یک فرانسوی بیاید به تهران و چون در تهران مشکل پیدا کرده دولت فرانسه بگوید اداره شهر تهران را کنترات بدهید به ما.

سه، ایران با هشتاد درصد کشورهایی که حجاج شان به حج می روند مشکل دارد و احتمالا اگر اداره حج دست ایران باشد، هر سال می خواهد هشتاد درصد آن صد میلیون نفر را دستگیر کند، البته من با دستگیری هشتاد میلیون نفر مخالف نیستم، ولی زندانی به این اندازه نداریم.

چهار، اول شما همینی که زاییدی بزرگ کن، بعدا برو سراغ حج و عربستان.

 

قانون اساسی ایران   نبوی

قانون اساسی ایران  یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۴

 "قانون اساسی ایران از دیگر کشورها برتر است." به نظر من آنچه رازینی گفته حقیقت مطلق است. قانون اساسی ایران نه تنها از قوانین اساسی دیگرها برتر است، بلکه به نظر من یک دستآورد بزرگ بشری است که تا کنون در هیچ جای جهان نظیر نداشته است. البته من می دانم شما هم به حرف من اعتقاد دارید، با این همه بخاطر معدود آدمهایی که هنوز عقل شان کار می کند و دوست دارند آدمها برای نظرات شان دلیل بیاورند، فقط بخشی از ویژگیهای منحصربه فرد قانون اساسی ایران را برایتان می گویم:

یک، فراگیر بودن قانون اساسی: شما می توانید یک حکومت سوسیالیستی تشکیل بدهید و همین قانون اساسی را برای آن استفاده بکنید، بدون اینکه مشکلی پیش بیاید، یا می توانید با بخش اول همین قانون اساسی، یک حکومت کاملا دموکراتیک اجرا کنید که در آن مردم همه جور آزادی داشته باشند و هیچ مشکلی هم پیش نیاید، یا می توانید با مواد بعد از ماده ۱۰۰ همین قانون اساسی یک حکومت دیکتاتوری راه بیاندازید، که در آن مردم هیچ حقی نداشته باشند. یا اصلا می توانید به استناد همین قانون اساسی، بدون اجرای هیچ ماده ای از قانون اساسی، احترام قانون اساسی حفظ شود.

دو، تاریخی بودن قانون اساسی: معمولا در همه کشورهای دنیا قانون اساسی را عوض می کنند، مثلا اختیارات نخست وزیر را می گیرند و می دهند به رئیس جمهور، یا اختیارات رئیس جمهور را می گیرند و می دهند به رهبر، در چنین وضعیتی وقتی ماده جدیدی به جای ماده قبلی می آید، ماده قبلی را حذف می کنند. ولی قانون اساسی ایران فرق می کند، چون وقتی یک ماده جدید وارد آن می شود، ماده قبلی هم حفظ می شود. یعنی در این قانون همه نهادها برتر از بقیه نهادها هستند. به همین دلیل هرکس زورش برسد، کارش مطابق قانون است و این یکی از برتری های قانون اساسی ایران است.

سه، غیرقانونی بودن قانون: در همه جای دنیا همه سعی می کنند قانون اساسی را اجرا کنند، در ایران هر رئیس جمهوری که بخواهد قانون اساسی را اجرا کند، فورا به خیانت و مخالفت با قانون اساسی متهم می شود. یعنی مهم ترین چیزی که در این قانون اساسی وجود دارد این است که اگر کسی بخواهد آن را اجرا کند، رفتارش غیرقانونی است و هر کسی معتقد باشد فی المثل اراده مردم یا قدرت رهبری مهم تر از قانون است، کارش قانونی است.

چهار، هیچ کس حق ندارد: قانون اساسی ایران تنها قانونی است که مخالفان حکومت به استناد به آن قانون با حکومت مخالفت می کنند و به استناد همان قانون دستگیر می شوند.

پنج، همه در راس حکومت اند: در هر قانون اساسی در دنیا یک نهادهایی بالاتر و نهادهایی پائین تر هستند. در قانون اساسی ایران رئیس جمهور مسئول اجرای قانون اساسی است، اما مجلس هم که در راس امور است، مسئول اجرای قانون اساسی است، قوه قضائیه هم که خودش مسئول اجرای قانون اساسی است، مجمع تشخیص هم اصلا تشکیل شده که هماهنگی میان قوا را برای اجرای قانون اساسی ایجاد کند، شورای نگهبان هم که مسئول اصلی اجرای قانون اساسی است و از همه مهم تر رهبر است که مسئول اجرای قانون اساسی است که خودش دائما احکامی صادر می کند که مخالف قانون اساسی است.

شش، مردم و حکومت غیرقانونی: مهم ترین برتری قانون اساسی ایران این است که برای مردمی نوشته شده است که اکثریت شان از هر قانونی متنفرند و توسط حکومتی اجرا می شود که خودش اولین نقض کننده قانون است و در چنین کشوری همین که یک قانون اساسی وجود دارد خودش یک معجزه بزرگ است.

نظارت بر رهبر

           

علی مطهری در نامه‌ای سرگشاده خطاب به آملی لاریجانی که گفته بود: «در قانون اساسی چیزی به نام نظارت بر رهبری نداریم»،

                                   مقام رهبری در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به تاریخ ۹/۱۲/۷۹ فرمودند: «هیچ کس فوق نظارت نیست. خود رهبری هم فوق نظارت نیست، چه برسد به دستگاه‌های مرتبط با رهبری. بنابراین همه باید نظارت شوند. نظارت بر کسانی که حکومت می‌کنند، چون حکومت به طور طبیعی به معنای تجمع قدرت و ثروت است یعنی اموال بیت‌المال و اقتدار اجتماعی و اقتدار سیاسی در دست بخشی از حکام است. برای این که امانت به خرج دهند و سوء استفاده نکنند و نفسشان طغیان نکند، یک کار لازم و واجب است و باید هم باشد.»                                                                                                                               همچنین ایشان در خطبه‌های نماز عید فطر سال ۱۳۸۵ در ارتباط با انتخاب رهبر فرمودند: «کار مهم خبرگان در درجه اول همین انتخاب است و در درجه دوم نظارت بر وضع رهبر موجود و حاضر.»

استاد شهید آیت‌الله مطهری در کتاب «پاسخ‌های استاد به نقدهایی بر کتاب مسئله حجاب» می‌گویند: «معتقد بوده و هستم که هر مقام غیرمعصومی که در وضع غیرقابل انتقاد قرار بگیرد، هم برای خودش خطر است و هم برای اسلام.»

امام خمینی در فرمان تأسیس اداره امر به معروف و نهی از منکر به شورای انقلاب، می‌فرمایند: «حتی اگر خدای نخواسته رهبر انقلاب یا رئیس دولت مرتکب چیزی شد که موجب حد شرعی است، باید در مورد او اجرا شود.» (صحیفه امام، جلد ۹، صفحه ۲۱۳)

جناب عالی استحضار دارید که یکی از دلایل عصمت انبیاء این است که اگر پیامبر معصوم نباشد چون امر به معروف و نهی از منکر عمومیت دارد و شامل نبی هم می‌شود باید او را از منکر نهی کرد و در این صورت مردم از او پیروی نمی‌کنند و فایده بعثت منتفی می‌شود، پس نبی باید معصوم باشد. یعنی امر به معروف و نهی از منکر درباره پیامبران نیز باید انجام شود چه رسد به غیر آنها.

خلاصه این که ما در جمهوری اسلامی مقام غیرپاسخگو نداریم و عظمت جمهوری اسلامی به همین است که ضمن این که یک حکومت دینی است، دچار انحرافات حکومت‌های دینی در گذشته اروپا نشده و به سوی استبداد دینی نرفته است زیرا قانون اساسی این نظام و از آن بالاتر اسلام این راه را بسته است.

پاسخ مطهری به صادق لاریجانی: در جمهوری‌اسلامی مقام غیرپاسخگو ندارم  

سخن شما هم خلاف عقل است، هم خلاف قانون و هم خلاف سیره پیامبر و علی

پاسخ مطهری به صادق لاریجانی: در جمهوری‌اسلامی مقام غیرپاسخگو ندارم

چکیده :علی مطهری در نامه‌ای سرگشاده خطاب به صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه که گفته بود: «در قانون اساسی چیزی به نام نظارت بر رهبری نداریم»، با بیان اینکه ما در جمهوری اسلامی مقام غیرپاسخگو نداریم، تصریح کرده است که این سخن شما، هم خلاف حکم عقل و علم سیاست، هم خلاف سیره پیامبر اسلام و امیرالمؤمنین و هم خلاف قانون اساسی است...

ادامه نوشته

خطرناک ترین جمله

من همینم که هستم !
گفته می شود خطرناک ترین جمله این است: «من همینم که هستم.» در این جمله کوتاه می توانیم غرور، لجاجت، خودرایی، خودخواهی، درجا زدن و به تدریج راندن آدم ها از اطراف خود را حس کنیم.
اگر من و شما هم به طور غیرمستقیم یا ناخواسته این جمله در ذهن مان نقشی دارد، باید بسیار مراقب باشیم که از دام رکود، سکون و فسیل شدن رهایی یابیم
انسان های بزرگ حتی از کودکان هم درس می گیرند.
اساتید خبره و باتجربه بیشتر از واژه «نمی دانم» استفاده می کنند. دانشمندان توانمند در بسیاری از موارد می گویند: «در تخصص من نیست» و انسان های وارسته بیشتر اوقات سکوت می کنند و می گویند: «نظر شما چیست؟»

جای خالی آیت‌الله توسلی

جای خالی آیت‌الله توسلی

محمد علی آهنگران

این روزها عالمان و فقیهانی که خود را شایسته عضویت در مجلس خبرگان رهبری می‌دانند برای ثبت نام و اعلام نامزدی به وزارت کشور و فرمانداری‌ها مراجعه می کنند. علمایی نظیر حضرات آیات موسوی بجنوردی، امجد، نورمفیدی، هاشمی شاهرودی و … که از شاگردان برجسته امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بودند. اما جای یکی از اصحاب با وفای امام راحل بی اندازه خالی است. مرحوم آیت الله شیخ محمد رضا توسلی را می گویم. او که پس از استقرار امام خمینی در جماران و تا زمان حیات امام رئیس دفتر ایشان و عضو شورای بازنگری قانون اساسی و مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. همو که در رحلتی شهادت گونه نه تا آخرین دقایق که تا واپسین ثانیه های عمر شریف خویش را در راه دفاع از امام و یادگاران امام صرف کرد.

ادامه نوشته