منشور اصلاح طلبی

حسین راهب]
منشور اصلاح طلبی از نگاه جمعی از اصلاح طلبان
به نام خدا                                      1-نسبت به وضع موجود، ناراضى‌ هستیم ولى حاكميت را واجد ظرفیت اصلاح وتغيير، از وضع موجود به وضع مطلوب می‌دانیم☆.
۲-قایل به انقلاب و دگرگونى بنيادى و استحاله‌ی حاكميت نيستیم و با اپوزيسيون و انديشه‌ی براندازى حكومت، تفاوت ماهوى داریم ☆
۳-مخالف هر گونه خشونت و تهديد گروهى در قبال گروه ديگر هستیم.☆
۴-قایل به اصول دموكراسى هستیم و آزادى بيان و تضارب آراء را از ارکان دموکراسی می دانیم.       
وتاکیدداریم رسانه‌ها براى هم‌انديشى و آگاه‌سازى و رشد جامعه و ايجاد زمينه‌ی نقد و تضارب آراء کارآمداست ؛ از این‌رو مطبوعات و آزادى آنرا از جمله لوازم ضروری حكومت و ديده‌بانى صادق در ساختار قدرت می‌دانیم.☆
۵-از نظر ما اصلاحات و اصلاح‌طلبى، يعنى تقدس‌زدايى از قدرت و نفى قهرمان‌سازی.☆
۶-اداره‌ی جامعه را بر اساس عقل و خرد جمعی، و از حقوق شهروندی می دانیم. نه هديه‌ی حكومتى به مردم!☆
۷-حفظ و غناى فرايند رابطه‌ی دولت-ملت را در گرو آزادی و تقويت تشكل‌هاى غيردولتى و ميدان دادن به نهادهاى مردم‌مدار برای فعاليت گسترده در سطح جامعه می دانیم.
۸-ما تمکین به انتخابات آزاد و منصفانه را شیوه بی بدیل گردش آرام و سیال و بدون خشونت و خونریزی  قدرت می دانیم وهرتغییری را از خروجىِ صندوق‌هاى امنِ انتخابات، متصوّریم؛ نه آنارشى و هرج و مرج.☆                                            ۹- در نفى بگير و ببند و در محاق قرار دادن انديشه و انديشه‌ورزانِ جامعه توسط حكومت‌ ها هميشه فرياد رسايى داریم.☆
10-عنصر حياتى در ارتقای مشروعيت نظام را، افزايش مشاركت آزادانه و آگاهانه‌ی مردم می‌دانیم و معتقدیم از این رهگذر می‌توان با مسدودسازیِ روزنه‌هاى هجوم سياسى و فيزيكى بيگانگان، از نقش بى‌بديلِ مشارکت سیاسی ملّت، به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای جنگ نرم در مقابل بدخواهان این سرزمین استفاده کرد.☆
۱۱-ما مخالف اقدامات پوپوليستى در فرايندهای انتخاباتی هستیم. بر این اساس، جهت‌دهىِ انتخابات از طريق توده‌گرايى را در شأن مردم متمدن و آگاه امروزى نمى‌دانیم و انتخابات آزاد و آگاهانه را به عنوان ركن ركين دموكراسى، حداقل حقِ يك ملّت از نظام و هر دولتى مى‌دانیم.☆
۱۲-مامخالف ايجاد موج و موج‌سوارىِ سياسى و حكومت امواجِ گذرا بر مردم مى‌باشیم.☆

۱۴-انتخابات را مى‌بازیم و از قدرت خارج می‌شویم؛ ولى دست به تحميق مردم نمی‌زنیم و خواست مردم را بر هر گونه اعتقاد حزبى و شخصى ترجيح می‌دهیم.☆
۱۵-ازنظرمااصلاحات و اصلاح‌طلبى، يعنى بردن قدرت در اتاق‌هاى شفافِ شيشه‌اى. بنابراین قابل رؤیت کردنِ مناسباتِ قدرت و در تماشاگه مردم قرار دادن آن، اساس اصلاحات است. اصلاحات و اصلاح‌طلب، مردم را ولى‌نعمت و صاحب اصلی حکومت می‌داند و انزجار خویش را از هر رفتار حكومتى كه منتج به زيرزمينى شدنِ رفتارهاى سياسى باشد، قوياً اعلام مى‌نمايیم.☆
۱۶-ماقایل به وجود احزاب فراگير و تقويت آن هستیم و جهت نهادينه شدن تكثر و جامعه‌ی چند صدايى، دولت را مکلف به تأمين آزادى و حمايت از احزاب، گروهها و تشکل‌های صنفی، به منظور کنش سیاسیِ شفاف و رقابت آزاد می‌دانیم.☆
۱۷-ما به روشِ حل مساله از طريق گفتگو و مذاكره‌ی قاعده‌مند با زبان ديپلماسى روز دنيا و استوار بر فرمول بُرد – بُردقایلیم؛ نه گفتگوى بی‌قاعده و تحميل یا سرکوب عقايد مخالف.
از این‌رو با شعار« زنده باد مخالفِ من»، ميدان مذاكره را هميشه باز نگه مى داریم (چرا كه بزرگترين جنگهاى داخلى و خارجى در جوامع مختلف در تاريخ به علت عدم مذاكره و يا مذاكره بد و بی‌قاعده، رخ داده است. زیرا مذاكره، الفباى سياست و تجلى گفتمان اصلا‌ح‌طلبى‌ست*) واصلاحات و اصلاح ‌طلبی، یعنى آزادی اندیشه و آشتى با افق‌هاى بازِ انديشه و دورى جستن از انجماد و تحجر فكرى؛ يعنى مدارا وتحمل عقايد مختلف و پرهيز از تحميل اعتقادِ گروهى و شخصى به ديگران و جامعه.☆
۱۸-باور ما تعامل با جهان به مثابه جامعه‌ی بزرگ بشری و آشتى با ملتها، فارغ از موافقت یا مخالفت با سياست‌ها و سياستمداران جوامع دیگر و احترام به فرهنگ و هويت آنها، با حفظ فرهنگ و هويت ايرانى-اسلامیِ خویش است.☆
۱۹-مااحترام به حريم شخصىِ مردم، گروه‌ها، قوميت‌ها ،و مخالفت با هر گونه تبعيض جنسيتى و قوميتى ، را احترام به حقوق شهروندى آحاد جامعه می دانیم.☆

حضرت آيت الله العظمی منتظری در مورد رد صلاحیت

(۱۳۸۲/۱۰/۲۲)
 «در پی ردّ صلاحيت گسترده كانديداهای نمايندگی مجلس هفتم توسط شورای نگهبان و اعتراضات انجام شده به ويژه تحصن تعدادی از نمايندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی، حضرت آيت الله العظمی منتظری در آغاز درس نهج البلاغه در روز دوشنبه ۱۳۸۲/۱۰/۲۲ بياناتی را ايراد داشتند. آنچه در پی می آيد مشروح سخنان معظم له می باشد:
 ( بسم الله الرحمن الرحيم)
 هنگامی كه اينجانب رئيس مجلس تصويب قانون اساسی بودم در مورد انتخابات مطرح شد كه چه روشی بايد پيش گرفت كه مانند زمان شاه نباشد و انتخابات آزاد باشد و جريان سابق كه شاه، وزرا و وزارت كشور در امر انتخابات دخالت می كردند و نمايندگانی را كه خود می پسنديدند به مردم و مجلس تحميل می كردند بدون اين كه مردم بدانند آنها چه كسانی هستند تكرار نشود، به نظر رسيد مقدس ترين نهاد شورای نگهبان است، چون در آن فقهای منصوب از ناحيه امام وجود دارد، لذا اصل ۹۹ تصويب شد كه شورای نگهبان بر انتخابات نظارت داشته باشد، نه اين كه بر كانديداها ناظر باشند كه چه كسی صلاحيت دارد يا ندارد.
به همين منوال در چند دوره از مجلس، شورای نگهبان به امر نظارت قانونی خود می پرداخت، ولی متأسفانه با تفسير خود آقايان نظارت به استصوابی تفسير شد به اين معنی كه انتخابات دارای دو مرحله باشد: مرحله اول بايد كانديداها را شورای نگهبان انتخاب نمايد و پس از آن مردم آنها را انتخاب كنند. اين گونه تفسير كه آقايان برای خود كردند و سپس آن تفسير را بر مجلس شورا نيز تحميل نمودند برخلاف روح قانون اساسی است.
اصل ۹۹ برای آن تصويب شد تا جلوی كسانی كه آزاديها را سلب می كردند گرفته شود، ولی اين مسير عوض شد به گونه ای كه خود آقايان شورای نگهبان آزاديهای مصرح در قانون اساسی را سلب می كنند.
متأسفانه در اينجا اتهاماتی بی اساس چون سارق، بزهكار و عضو احزاب غيرقانونی، عدم تعهد به اسلام، نظام و... را به كانديداها و بندگان خدوم وارد می سازند.
گفته می شود صلاحيت افراد را احراز نكرده ايم و از يك سال پيش افرادی را به عنوان ناظر با هزينه های هنگفت در شهرهای مختلف جهت زير نظرگرفتن و پرونده سازی براي كانديداها گماشتند. تعجب اين كه بيش از هشتاد نفر از نمايندگان فعلی مجلس را با اتهامات واهی رد صلاحيت كرده اند. آيا قوانينی كه در طول چند سال گذشته توسط همين نمايندگان رد صلاحيت شده، تصويب شده است شرعی و قانونی نيست؟
آقايان شورای نگهبان با اين اعمال خود به مجلس، مردم و نمايندگان آنان توهين بزرگی كرده اند.
در شرع مقدس اسلام تهمت، غيبت و نابود كردن شخصيت افراد بخصوص كسانی كه دلسوز و خادم هستند يك عمل غيرشرعی است . چگونه می توان چند نفر را عقل كل و قيم مردم دانست و برای مردم و معتمدين آنان هيچ ارزشی قائل نشد؟
من معتقدم مردم در انتخاب خود اشتباه نمي كنند. اهانت به نمايندگان و كانديداها و افرادی كه مورد اعتماد مردم و خادم آنها هستند و افراد با سابقه در قبل و بعد از انقلاب می باشند يك فاجعه است.
اميدوارم آقايان به خود آمده و به اشتباه خود پی برده و در مقام جبران آن برآيند و از عمل اشتباه خود بازگردند.
در حديث از پيامبراكرم (ص) نقل شده است : "كلّ بني آدم خطّاء و خير الخطّائين التّوابون" تمام بنی آدم خطاكارند و بهترين خطاكاران توبه كنندگان هستند.
می گويند: حرمت شورای نگهبان بايد حفظ شود، متأسفانه شورای نگهبان خود حرمت خود را از بين می برد. شورای نگهبان محترم است ولی نبايد در اموری كه به آن ارتباط ندارد دخالت نمايد.
اميدوارم خداوند عواقب امور همه ما را ختم به خير بفرمايد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.
دفتر آیت الله العظمی منتظری»
کتاب « #دیدگاهها » جلد دوم، صفحه ۲۲۲


سیستم سازی دکتر سریع القلم"

چرا نمی توانیم سیستم درست کنیم؟!
"یادداشت جدید دکتر سریع القلم"
چون سیستم سازی اصولی دارد که باید آنها را در فرهنگ عمومی خودمان بوجود آوریم. اما سؤال مهم تر از اینکه چرا نمی توانیم سیستم درست کنیم، این است که چرا باید سیستم داشت؟ سیستم رانندگی، سیستم تصمیم گیری، سیستم مالیاتی، سیستم قیمت گذاری، سیستم راه رفتن در پیاده رو، سیستم گرفتن مدرک دکتری، سیستم مدیریت تلویزیون، سیستم ارزیابی دوست و دشمن، سیستم داشتن روان سالم، سیستم حکمرانی.
اگر هدف یک بنگاه، نهاد، شخص، مؤسسه، جامعه و حکومت، حفظ وضع موجود باشد، نیازی به سیستم نیست. سیستم صرفاً برای حرکت، رشد، پیشرفت و توسعه است. سیستم یعنی رویه، قاعده، قانون، آیین نامه و منطق. قضاوت های فردی، غرایز، دخالت های فردی، عمل خارج از رویه و آیین نامه ها یعنی ضد سیستم.
قوه مقننه و دولت آلمان برای یک میلیون مهاجر عمدتاً مسلمان در سال 2015، دو میلیارد یورو بودجه تصویب کرده، برای هر کدام پروندۀ پزشکی تشکیل داده، جهت تغذیه، مسکن و حتی پول تو جیبی آنها (600 یورو از اول ژانویه 2016) برنامه ریزی کرده و امیدوار است این مهاجرین که 60 درصد آنها مردان زیر 30 سال هستند را با آموزش زبان آلمانی طی دو سال آینده به تدریج وارد بازار کار کند. آیا این اقدامات تابع افراد است یا مجموعه ای از قواعد و قوانین قابل اجرا؟ در جدول زیر، تاریخ توسعه نشان می دهد که نمونۀ ب، زمینۀ پیشرفت دارد.
جهان سومی ها عموماً دولت قوی و جامعۀ ضعیف دارند. وقتی دولت و حکومت همه کاره هستند، جامعه ضعیف می ماند. درحالیکه جامعۀ قوی آلمان به دولت این کشور می گوید من اجازه نمی دهم دولتم در بحران های خاورمیانه، فعالیت گسترده نظامی کند. جامعه تشکل و حق تشکل دارد. رسانه های مستقل می توانند در طیف مسایل آلمان، بنویسند و نظر دهند و افکار عمومی را شکل دهند. اشخاص صرفاً فکر دارند و فکر می کنند و سیستم ها را می سازند.یک سیستم اجتماعی متشکل از احزاب، رسانه ها، گروههای مدنی و صنفی دیده می شوند.
گفته می شود خانم مرکل به شدت با افکار عمومی، مدیریت می کند و آراء مردم که توسط یک تشکیلات حرفه ای در دفتر او سنجیده می شود اثر گذاری مستقیم بر مملکت داری آلمانی دارد.
وقتی سیستم ساخته می شود، فکر اهمیت پیدا می کند و به صورت خودکار تخصص گرایی و شایسته سالاری رشد می کند. وفاداری به فکر، وفاداری به سیستم را به دنبال می آورد. قدرت اصلی کشورهای صنعتی در جامعه آنهاست: در صنعت، مؤسسات، دانشگاهها، بانکها، شرکتهای بیمه، بیمارستانها، نهادهای مدنی و بنگاهها که عموماً خصوصی هستند. قدرت دولتها ناشی از قدرت جوامع آنهاست. در این چارچوب، افراد فقط برای این مؤسسات و نهادها فکر و ابداع می کنند و سیستم ها را رشد می دهند.
سؤال: فرض می کنیم این بحث، صحیح و دقیق است. چگونه این سیستم درست می شود؟ جواب: در کشورهای در حال توسعه، مسئولیت سیستم سازی با دولت و حاکمیت است.
سؤال: چگونه می شود که یک حاکمیت و دولت سیستم می سازند؟ جواب: وقتی که 4 مورد زیر برای مجموعۀ حاکمیت و دولت از اهمیت جدی برخوردار باشد:
1. آینده کشور به عنوان یک سیستم؛ 2. کیفیت زندگی مردم از طریق ایجاد رقابت و شفافیت؛ 3. سیستم سازی برای تولید ثروت از طریق بخش خصوصی، مزیت نسبی، رقابت منطقه ای و بین المللی؛ 4. منطبق کردن ریل سیاست خارجی بر ریل الزامات توسعه اقتصادی.
سؤال: این چهار اصل را از کجا آورده اید؟ جواب: تجربه بشری در 60 سال گذشته.
سؤل: پس فرهنگ، تدین و سنت چه می شود؟ جواب: بدون امکانات، بدون درآمد و ثروت ملی، فرهنگ و تدین و سنت حفظ و متبلور نمی شوند. ساختن یک تمدن جدید، امکانات می خواهد. بدون تولید ثروت، نه کار پایدار سیاسی می شود کرد و نه کار پایدار فرهنگی و نه می شود تمدن ساخت.
آیا می توانید پنج مسئول یا سیاستمدار کره جنوبی را نام ببرید؟ احتمالاً خیر. چون کره جنوبی یک سیستم است. چرا دولت جدید کانادا، دو مهاجر که تبعۀ کانادا شده اند را در کابینه عضو می کند آن هم در وزارت دفاع. دلیل: کانادا یک سیستم است. شخص سیک هندی برای یک سیستم کار خواهد کرد و ویژگی های شخصی او نقشی در تصمیم گیریهای او ندارد.
به همین دلیل است که یک ایرانی در یک کشور صنعتی، به بالاترین درجۀ سمت سیاسی یا اقتصادی یا بانکی می رسد چون محل تولد، رنگ مو، لهجه، و مرام او اهمیت ندارد بلکه تنها ملاک، دانش و تخصص و تواناییهای فکری اوست.
همان طور که مشاهده می شود آزادی فکر و آزادی برای خلاقیت، شایسته سالاری و تخصص گرایی به مراتب مهم تر و تعیین کننده تر از آزادی سیاسی است. تا زمانی که در طیف مسایل، سیستم نسازیم و با قاعده و قانون و آیین نامه و تخصص تصمیم نگیریم بر اساس خود تئوری سیستم ها، نباید در انتظار بهبود و اصلاح و پیشرفت و افزایش کیفیت ها باشیم. دکتر سریع القلم

انقلاب در نظام آموزشی فنلاند

انقلاب در نظام آموزشی فنلاند؛ موفق‌ترین نظام آموزشی جهان
فنلاند یکی از موفق‌ترین نظام‌های آموزشی در جهان را داراست. با این‌حال دست‌اندرکاران عرصه آموزش در فنلاند می‌خواهند نظام آموزشی را تغییر دهند. قرار است دروس موضوعی و میان‌رشته‌ای جایگزین دروس سنتی شوند.
دانش‌آموزی در برابر تخته سیاه  
هرجا صحبت‌ از موفق‌ترین و پیشروترین نظام‌ آموزشی جهان در میان بوده، همیشه نام فنلاند خوش درخشیده است. موفقیت دانش‌آموزان فنلاندی در میان کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی OECD و در آزمون‌های جهانی از جمله PISA (برنامه بین‌المللی ارزشیابی دانش‌آموزان) نشان از کارآمدی نظام آموزشی‌ای دارد که کودکان و نوجوانان فنلاندی در آن پرورش یافته‌اند.
 فنلاند از سال ۲۰۰۰ با درخشش در آزمون بین‌المللی PISA، نگاه تمام سیاست‌گذاران نظام‌های آموزشی در اروپا را به خود خیره کرد. نام این کشور در مقایسه‌‌ای جهانی از نظر نظام‌های آموزشی همیشه در میان ۱۰ کشور برتر به چشم می‌خورد. سال‌هاست که شهرت جهانی فنلاند تمامی کشورهای دنیا را وادار به تحلیل و تجزیه برای یافتن راز موفقیت این کشور کوچک در امر آموزش کرده است.
نبود آزمون‌های استاندارد برای همه‌‌ی کودکان، استقلال مدارس در برنامه‌های آموزشی، نبود سیستم نمره‌دهی در سطوح ابتدایی و بالاخره تاکید برهمکاری و کار گروهی به جای رقابت، دلایلی هستند که معمولا در تجزیه و تحلیل موفقیت نظام آموزشی فنلاند به آن برمی‌خوریم.
به‌رغم همه این موفقیت‌ها، ماریو کیلونن Marjo Kyllonen ، رئیس سازمان آموزش و پرورش فنلاند، نظام آموزشی مدارس را قدیمی می‌داند و معتقد است روش‌های آموزشی فنلاند به آغاز قرن ۱۹ میلادی بازمی‌گردند. رئیس آموزش و پرورش فنلاند می‌گوید اما: «نیازمندی‌های [امروز] فرق کرده است و ما به نظامی آموزشی متناسب قرن ۲۱ احتیاج داریم.»
دست‌اندرکاران و تصمیم‌گیران نظام آموزشی فنلاند به این موفقیت‌ها بسنده نکرده‌اند و دست به تغییری انقلابی زده‌اند.  قرار است در آینده در مدارس این کشور دیگر درسی به نام فیزیک یا کلاسی تنها مختص شیمی وجود نداشته باشد، مرز میان رشته‌های درسی سیال شود و دانش‌آموزان نقش بیشتری در تعیین مواد درسی و مهارت‌هایی که می‌خواهند بیاموزند، ایفا کنند. اصلاح نظام آموزشی فنلاند قرار است از ماه اوت سال ۲۰۱۷ اجرایی شود.
دانش‌آموز به تخته سیاهی که روی آن PISA نوشته شده می‌نگرد
در آزمون بین‌المللی ارزیابی دانش‌آموزان (PISA) تاکنون در کنار فنلاند کشورهای دیگری مانند کره جنوبی، استرالیا، نیوزیلند و هنگ‌کنگ بهترین نتایج را به خود اختصاص داده‌اند
در اصلاحات پیش‌رو قرار است در نظام آموزشی فنلاند مواد درسی سنتی و معمول کنار گذاشته شده و دیگر دروس مانند شیمی، ریاضی، جغرافی یا تاریخ تدریس نشود. با متوقف کردن تدریس رشته‌های سنتی، دروس موضوعی و میان‌رشته‌ای جایگزین آنها می‌شود.
برای مثال اگر دانش‌آموزان درس "کار یا مدیریت در کافه تریا" را انتخاب کنند، مجموعه‌ای از دانش‌ها و مهارت‌های گوناگون را فرا می‌گیرند. در این درس رشته‌هایی مانند زبان انگلیسی، مدیریت و حسابداری و مهارت‌های ارتباطی آموزش داده می‌شوند.
یکی از آموزگاران مدارس هلسینکی در مصاحبه با سایت اشپیگل و با تاکید بر اینکه زندگی فقط ریاضی و فیزیک نیست، می‌گوید که بزرگترین تغییر این خواهد بود که "دیگر این مواد درسی نیستند که در مرکز توجه قرار می‌گیرند" بلکه "مجموعه مهارت‌هایی" که دانش‌آموزان باید بیاموزند مهم هستند.
نظام جدید آموزشی برای دانش‌آموزان از سن ۱۶ سال ارائه می‌شود. هدف اصلی این تغییر این است که دانش‌آموزان خودشان موضوع یا پدیده‌ای را که می‌خواهند در آن آموزش ببینند، با توجه به برنامه‌ها و اهداف خود برای آینده و همچنین توانایی‌هایشان برگزینند.
ارتباط سنتی آموزگار – شاگرد نیز تغییر خواهد کرد. دانش‌آموزان دیگر قرار نیست ساعت‌های طولانی پشت میز خود با نگرانی در انتظار لحظه‌ای باشند که آموزگار صدایشان بزند. دانش‌آموزان به جای کار انفرادی به سمت کار گروهی در گروه‌های کوچک برای بحث و تبادل نظر تا یافتن راه حل تشویق می‌شوند.
در اصلاحات آموزشی جدید نیاز به همکاری تنگاتنگ میان آموزگاران در رشته‌های گوناگون هست. فنلاند هم اکنون آموزش آموزگاران برای کسب مهارت‌های میان‌رشته‌ای را آغاز کرده است.

سیستم آموزشی دانمارک


چرا دانمارک خوشحال ترین دانش آموزان را دارد؟

🔶 در سال ۲۰۱۶ کشور دانمارک به عنوان کشوری انتخاب شد که مردم آن بیشترین احساس خوشبختی را دارند. صرف نظر از دلایل مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می توان دلایل دستیابی به چنین احساسی را در سیستم آموزشی کشور دانمارک جستجو کرد. در کشور دانمارک سیستم آموزشی اصول زیر را رعایت می کند.

🔶«بهترین بودن» هدف نیست، همیشه نمی توان بهترین بود
🔸سیستم آموزشی دانمارک بر پایه این نیست که دانش آموزان خود را برای امتحان آماده کنند بلکه شوق به دانستن، دانایی و پیشرفت فردی و شخصیتی دانش آموز را اساس کار خود قرار می دهند. آن ها دانش آموزان را به این درک می رسانند که همه شبیه هم نیستند و هر کسی استعداد منحصر به فرد و ویژه خود را دارد و باید جایگاه مناسب با ویژگی های فردی خود را در جامعه پیدا کند. این تفکر در مدارس دانمارک وجود دارد که همه و بدون استثنا خوب و مستعدند و به جایگاه و موقعیت مناسبی خواهند رسید؛ به همین دلیل نمره در مدارس دانمارک بی معناست و دانش آموزان که به دستاوردهای بالا می رسند دارای حق ویژه ای نسبت به دیگر دانش آموزان نخواهند بود. در عوض به آن ها می آموزند که چگونه شخصیت خود را گسترش دهند.

🔶خودشناسی مهمتر از خواندن و نوشتن
🔸اصول آموزشی در دانمارک در مرحله اول به تشویق برای توسعه خود و خود پروری استوار است. بر اساس قانون مدارس این کشور، مدرسه فقط مسئولیت آموزش مهارت های اولیه را ندارد بلکه باید به دانش آموزان برای داشتن و کسب یک شخصیت قوی و چند بعدی و گسترده کمک کنند. این هدف حتی پیش از ورود به مدرسه و در پیش دبستانی ها و مهدکودک های دانمارک هم پیگیری می شود. مربی مهد کودک قبل از ورود کودک به مدرسه باید دایره واژگانی او را توسعه بخشیده و روح بخشش و مسامحه و حضور فعال در جامعه را در آنان تقویت کند.

🔶حفظ کردن ممنوع
🔸در مدارس دانمارک دانش آموزان خود باید در جستجوی اطلاعات باشند تا تجارب خاص خود را به دست بیاورند و منابع را با استقلال و با تکیه بر شخصیت خود تحلیل کنند. جمع آوری اطلاعات و تحلیل آن بر عهده خود دانش آموز است. در مدارس دانمارک دانش آموزان نقش گوش دهندگان را ایفا نمی کنند و در فرآیند تدریس مشارکت دارند. این نظام آموزشی بر پایه پرسش و پاسخ و شک افکنی است. معلم در فرآیند تدریس درباره ی موضوع مشخصی شک آفرینی می کند تا دانش آموزان هر یک رأی و نظر خود را ابراز کنند. «احترام گذاشتن به خود» از جمله اصول مهم آموزشی در کشور دانمارک است‌. خلاقیت، طرز تفکر انتقادی، ابتکار عمل داشتن در جامعه نیز به آنها آموخته میشود. در این فرآیند حفظ کردن مطالب درسی اهمیت ناچیزی دارد.

🔶نتیجه مهم نیست
🔸در دانمارک نتیجه و نمره دانش آموزان مهم نیست، بلکه آنچه بیش از همه چیز اهمیت دارد این است که دانش آموزان مدارس و دانشجویان دانشگاه ها از آموختن لذت ببرند و به پایان تحصیلات به عنوان پایان رنج های خود نگاه نکنند.
🔸در این میان دانش آموزانی هستند که نمی دانند که برای آینده چه می خواهند و به نوعی دچار تردید هستند. در نظام آموزشی دانمارک این دانش آموزان در زیر مجموعه طرح" Efterskole" قرار می گیرند. براساس این طرح دانش آموزان ۱۴ تا ۱۵ ساله، یک سال به مدارس مخصوصی فرستاده می شوند تا تصمیم درست بگیرند. در این مدارس، تمرکز بر جنبه هایی است که در مدارس معمولی کمتر به آنها پرداخته می شود، امری که مجال را برای گسترش و کشف استعدادهای دانش آموزان فوق الذکر در زمینه های مختلف ورزشی هنری و صنعتی فراهم می آورد. این مدارس خاص دانش آموزان را به کمک به یکدیگر تشویق می کنند، به خصوص کمک به آن دسته از افرادی که در هماهنگ شدن با زندگی اجتماعی با مشکل روبه رو هستند.

🔶فرصت های مساوی برای همه
🔸نظام آموزشی دانمارک پیرامون تشویق دانش آموزان برای انتخاب شغل هایی شکل می گیرد که صرف نظر از میزان سود دهی اقتصادی باعث خوشحالی و احساس سعادتمندی در آنان شود.
🔸بنا بر آمارهای رسمی، ۵۰ درصد جوانان دانمارکی کاملا یقین دارند که در انتخاب آینده شغلی خود آزاد هستند و کنترل و تسلط کاملی بر آینده خود دارند. در ایتون کشور خدمات آموزشی رایگان است و همه دانش آموزان در هر سطح اقتصادی که باشند،ماهانه حقوقی را به منظور مخارج تحصیلی و معیشتی دریافت می کنند.

مجتهد وراهب

[Forwarded from مجتهد]
باتحیت وتقدیرفراوان،
ازبرادرفرهیخته بسیارگرامی،
جناب آقای راهب عزیز،
که ازافتخارات گروه بوده
وهماره باارسال مطالب سترگ خویش
به غنای آن وروشنگری پیامبرانه
دیارمان ومردم خوب آن، مددمی رسانند.
خدای بزرگ برتوفیقاتتان
پیوسته بیفزاید
ونکو پاداش دهاد!

برخورد پیامبر با موافق ومخالف

سیره رسول خدا در برخورد با اعتراضات و روش جمهوری اسلامی!
احمد حیدری 
پیامبر بعد از پیروزی در حنین، غنایم فراوان آن را بین قریش تازه مسلمان تقسیم کرد و به هر کدام از بزرگان تازه تسلیم شده قریش صد تا صدتا و نود -نود و هشتاد -هشتاد شتر یا معادل آن گاو و گوسفند و طلا و نقره سهم داد ولی به انصار از این غنیمت بی شمار هیچ نداد. 
این تقسیم بر انصار گران آمد و پچ و پچ ها شروع شد که: 
پیامبر قوم و خویش هایش را دید و ما[و خدمات و فداکاریهایمان] را فراموش کرد!
این سخنان به گوش رسول خدا رسید و ایشان سعد بن عباده بزرگ انصار را فراخواند و از اعتراض انصار پرسید و سعد این اعتراض ها را اجمالا به سمع حضرت رساند و خود را هم فردی از انصار و همراه آنان در این اعتراض معرفی کرد. 
رسول خدا سعد را فرمود تا انصار را جمع کند و بعد در اجتماع انصار حاضر شد و فرمود:
این سخنان اعتراضی چیست که از شما می شنوم؟ چرا به رفتار من معترضید؟ آیا حقی بر من دارید که اعتراض می کنید؟ 
مگر نه این که گمراه بودید و خداوند به وسیله من هدایتتان کرد؟ 
مگر نه این که در فقر و ناداری بودید و خداوند به برکت من بی نیازتان ساخت؟ 
مگر نه این که با هم دشمن بودید و خداوند به وسیله من بینتان الفت ایجاد کرد؟ 
انصار با شنیدن بیان منطقی رسول خدا عرض کردند: 
آری ای رسول خدا، این خدا و رسولش هستند که بر ما منت دارند و ما را بر آنان حق و منتی نیست و اعتراضمان بیجا است.
رسول خدا بعد از این بیان به آنان جرأت داد و فرمود: 
چرا در جواب من سخن نمی گویید و حرف مرا رد نمی کنید؟ 
عرض کردند: ای رسول خدا چه بگوییم در حالی که ما بر شما حقی نداریم و این خدا و رسولش هستند که بر ما حق و تفضّل دارند.
رسول خدا فرمود: 
به خدا قسم اگر می خواستید می توانستید جواب گویید و سخنتان هم حق و راست بود و تایید می شد! می توانستید بگویید: 
ای رسول خدا زمانی نزد ما آمدی که همه تو را دروغگو می شمردند و ما تصدیقت کردیم؛
همه خوار و درمانده، رهایت کرده بودند و ما یاریت کردیم؛
همه تو را از خود راندند و ما پناهت دادیم؛ 
تو (و یارانت)محتاج و نیازمند بودی و ما همه دارایی خود را با تو تقسیم کردیم؛
@
طبیعی بود که انصار با شنیدن این سخنان اعتراض خود را به حق دیده و تصدیق خود پیامبر را بهترین دلیل به جا بودن اعتراض خود یافتند و حالا باید جواب قانع کننده بشنوند و گر نه کدورتی می شد که در دل می ماند و بالاخره مانند غده ای چرکین روزی از جایی سر باز می کرد اما رسول خدا جوابی داد که آنان را راضی و قانع بلکه شادمان و مسرور ساخت.
حضرت فرمود: 
ای انصار با این متاع پست و بی ارزش دنیا سعی کردم دلهایی را به اسلام متمایل سازم ولی شما را به اسلامی که با عشق پذیرفته اید، حواله کردم؛ 
ای انصار آیا راضی نیستید که این مردم با شتر و گاو و گوسفتند دلخوش شده به خانه بازگردند ولی شما با محبوبیتی که نزد رسول خدا یافته اید، دلخوش به خانه بازگردید؟ 
به خدایی که جان محمد به دست اوست، اگر فضیلت هجرت نبود، من خود را نه از مهاجران که از انصار می شمردم؛ 
ای گروه انصار، هر گاه همه مردم از سویی و انصار از سویی دیگر روند، من با انصار همراه خواهم بود؛ 
بعد سه بار فرمود: خدایا انصار و فرزندان و ذریه انصار را بیامرز. 
گروه انصار را سخنان پیامبر چنان به وجد آورد که همه اشکها به شوق و عشق بر گونه ها و محاسن جاری شد و همگی عرض کردند: 
به این تقسیم خدا و رسول راضی شدیم و رسول خدا به خیمه اش برگشت و آنان هم متفرق گشتند. (النجعه فی شرح اللمعه، ج6، ص193 به نقل از تاریخ طبری)
@@
در روزهای گذشته شاهد بودیم که نماینده ای که مطابق قانون حق نظارت از جانب همه مردم بر همه امور مملکتی دارد از ریاست محترم قوه قضایی در باره حسابهای بانکی قوه قضایی که بنا بر اخبار منتشره به نام شخص ایشان مفتوح شده، سؤال می پرسد و به ناگاه پرونده هایی که ظاهرا وجود داشته ولی ارزش مطرح شدن نداشته اند، رو شده و به بهانه آنها نماینده فوق در ساعات انتهایی روزی که فردایش و چند روز بعد تعطیل و نیمه تعطیل است، جلب می شود و نمایندگان دادستانی برای جلب وی در ساعات تاریکی به در خانه او مراجعه می کنند و ...
آیا مردم ما انقلاب کردند که با اعتراضات این گونه رفتار شود؟ 
به راحتی اعتراضات و سؤال ها و توضیح خواهی ها توهین تلقی شده و با قدرت با آنها برخورد شود و ...؟ 
نمونه هایی مثل آقای صادقی کم نیستند و چه بسیار افرادی که در این سالها فقط به خاطر اعتراض هایی که از طرف دادستان یا قاضی توهین تشخیص داده شده، متهم، جلب، محاکمه، محکوم و زندانی شده اند در حالی که اقدام هیچ کدام از آنها یک هزارم قبح اقدام انصار را نداشته است ولی بین رفتار پیامبر با این اعتراض های توهین پنداشته شده با رفتار جمهوری اسلامی با اعتراض های توهین پنداشته شده به مرانب بیشتر از فاصله زمین تا آسمان است آن وقت چگونه ادعا داریم می خواهیم نمونه حکومت پیامبر و امام علی را به جهانیان ارائه دهیم؟ 
آیا این گونه می خواهیم اسلام را جهانی کنیم؟ 
آیا با این رفتار ما اسلام اوج خواهد گرفت یا چهره نورانی اسلام و اولیای دین با رفتار ما مخدوش خواهد شد؟ 
و ما ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله.