سیاست میدان.....؟!!
تجربه؛ شراب چهل ساله! سید هاشم هدایتی *
خوبست بدانیم سیاست، میدان مقدسی نیست: سیاست( Politic)به معنای فعالیّت ها و کنش هایی است برای کسب قدرت . گذشته از این تعریف تئوریک در عمل دیدم که سیاست واقعا تلاش و مبارزه برای کسب قدرت است، با واسطه یا بی واسطه، برای نشستن خودت بر کرسی یا برای کسی یا کسانی که دوست داری قدرت در دستشان باشد. پس چه خوب است دچار سفسطه نشویم، تعارف هم نکنیم. حضور در میدان سیاست برای خدمت به دین و کشور و ملّت و...فقط روسازی برای اصل هدفی است که در فعالیّت سیاسی دنبال می شود! پوشاندن لباس تقدّس بر فعالیّت سیاسی موجه نیست. سیاست هم یک مبارزه و یک جنگ است
سیاست، میدان محبوب شدن نیست: هیچ سیاستمداری، جز پس از مرگ، خوشنام و محبوب همگان نخواهد بود. گرچه در جوامعی مثل ایران، قدرت، مقبولیت آور است اما تجربه بشری به ما می گوید هیچ سیاستمداری برای تمام عمر سیاسی خود محبوب نمانده است. روزی محبوب، روزی منفور! این سنت فعالیّت در عرصه ی سیاست است.کسانی که خیلی نگران مقبولیّت عامّه هستند نباید وارد فعالیّت سیاسی بشوند
سیاست، میدان ماندن همیشگی بر قلّه پیروزی نیست: در عالم سیاست ماندن بر فراز قلّه قدرت هرگز برای هیچ کسی دائمی نبوده است. یک سیاستمدار باید بپذیرد در مراحل مختلف مبارزه روزی بر فراز است و روزی در قعر میدان مبارزه! اگر کسی در این خیال است که همواره در عرش کرسی قدرت بماند، خیالی بیش نیست. حتی روبه صفتان هفت رنگ نیز توان حفظ چنین موقعیّتی را ندارند.
سیاست، میدان عصمت و منزّه بودن از خطا نیست: معصومیّت در عرصه ی حیات بشری غریب است اما در عرصه ی سیاست غریب تر! از آنجا که میدان سیاست فاقد الگویی خطی و تجربه شده از رفتار عناصر حاضر در مبارزه است می توان مدعی شد برای هر عنصر سیاسی، سیاست ورزی میدان آزمون و خطاست. سیاستمداری که خطا نکند هنوز از مادر زاده نشده است!
سیاست، میدان مطلق گرایی نیست: اگر مطلق گرایی فقط در یک عرصه ممنوع می شد، ناگزیر باید آن عرصه، عرصه سیاست باشد. مرزبندی میان حق و باطل در عرصه ی سیاست، آفتی است جبران ناپذیر. تجارب بشری پس از قرن ها مدیریت و اداره کشورها این درس بزرگ را به جوامع ارائه کرده است که رقابت برای در دست گرفتن زمام امور یک کشور یا یک منطقه هرگز به معنای حاکم کردن حق و طرد باطل نیست.
سیاست، میدان ایدئولوژی گرایی و عصبیت نیست: سیاست دارای یک ویژگی بارز است و آن نسبی گرایی است. نسبی گرایی با مبارزات ایدئولوژیک همخوانی ندارد. آلوده شدن عرصه ی سیاست به ایدئولوژی و رسالت به کرسی نشاندن فکر یا انسان های خاصی، موجب خشن شدن میدان مبارزه می شود. چرا که در ایدئولوژی و حتی تعصبات خاص، مدافعان آن خود را حق مطلق و دیگران را باطل مطلق محسوب می کنند و این خصلت ذاتی ایدئولوژی است.
سیاست، میدان روشنفکر بازی نیست: کنش گر سیاسی در قالب حزب یا هر تشکل سیاسی دیگر در صدد کسب موقعیّت مناسب در عرصه ی قدرت است. روشنفکر فرد خودآگاه منتقد و طالب حق است و رسالت او روشنگری و معرفی جریان های سیاسی حاضر در میدان سیاست و نقد قدرت است. اگر یک کُنش گر سیاسی بخواهد در نقش یک روشنفکر حاضر شود هرگز نمی تواند به روش و راه جریانی که به آن وابسته است پای بند بماند زیرا در صورت مشاهده هر لغزش و خطایی باید نقد کند، این رویکرد با نقش فعال سیاسی مغایر است
سیاست، میدان کسب و کار نیست: احزاب تشکل هایی هستند که جمعی از مردم در آن مشارکت یافته و مدعی اداره ی امور جامعه به نحو احسن می شوند. با این تعبیر احزاب تشکل های مدنی و غیر انتفاعی هستند. زمانی که حزب به قدرت می رسد در نقش حکمرانی ظاهر می شود. نقشی برای اعمال اراده ی ملّت. کُنش گر سیاسی که بخواهد با توسل به حزب و تشکل سیاسی مربوطه به کسب درآمد بپردازد در واقع یک خائن به ملّت محسوب می شود
میدان سیاست میدان صبوری و مداراست. شور و هیجان بزرگ ترین افت های عرصه سیاست هستند. کسانی که تحت سیطره احساس و عواطف شخصی یا طایفه ای تصمیم سیاسی می گیرند سرانجام انگشت ندامت خواهند گزید.
* (خدا حافظی سید هاشم هدایتی از دنیای سیاست)
عضو سابق سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
خوبست بدانیم سیاست، میدان مقدسی نیست: سیاست( Politic)به معنای فعالیّت ها و کنش هایی است برای کسب قدرت . گذشته از این تعریف تئوریک در عمل دیدم که سیاست واقعا تلاش و مبارزه برای کسب قدرت است، با واسطه یا بی واسطه، برای نشستن خودت بر کرسی یا برای کسی یا کسانی که دوست داری قدرت در دستشان باشد. پس چه خوب است دچار سفسطه نشویم، تعارف هم نکنیم. حضور در میدان سیاست برای خدمت به دین و کشور و ملّت و...فقط روسازی برای اصل هدفی است که در فعالیّت سیاسی دنبال می شود! پوشاندن لباس تقدّس بر فعالیّت سیاسی موجه نیست. سیاست هم یک مبارزه و یک جنگ است
سیاست، میدان محبوب شدن نیست: هیچ سیاستمداری، جز پس از مرگ، خوشنام و محبوب همگان نخواهد بود. گرچه در جوامعی مثل ایران، قدرت، مقبولیت آور است اما تجربه بشری به ما می گوید هیچ سیاستمداری برای تمام عمر سیاسی خود محبوب نمانده است. روزی محبوب، روزی منفور! این سنت فعالیّت در عرصه ی سیاست است.کسانی که خیلی نگران مقبولیّت عامّه هستند نباید وارد فعالیّت سیاسی بشوند
سیاست، میدان ماندن همیشگی بر قلّه پیروزی نیست: در عالم سیاست ماندن بر فراز قلّه قدرت هرگز برای هیچ کسی دائمی نبوده است. یک سیاستمدار باید بپذیرد در مراحل مختلف مبارزه روزی بر فراز است و روزی در قعر میدان مبارزه! اگر کسی در این خیال است که همواره در عرش کرسی قدرت بماند، خیالی بیش نیست. حتی روبه صفتان هفت رنگ نیز توان حفظ چنین موقعیّتی را ندارند.
سیاست، میدان عصمت و منزّه بودن از خطا نیست: معصومیّت در عرصه ی حیات بشری غریب است اما در عرصه ی سیاست غریب تر! از آنجا که میدان سیاست فاقد الگویی خطی و تجربه شده از رفتار عناصر حاضر در مبارزه است می توان مدعی شد برای هر عنصر سیاسی، سیاست ورزی میدان آزمون و خطاست. سیاستمداری که خطا نکند هنوز از مادر زاده نشده است!
سیاست، میدان مطلق گرایی نیست: اگر مطلق گرایی فقط در یک عرصه ممنوع می شد، ناگزیر باید آن عرصه، عرصه سیاست باشد. مرزبندی میان حق و باطل در عرصه ی سیاست، آفتی است جبران ناپذیر. تجارب بشری پس از قرن ها مدیریت و اداره کشورها این درس بزرگ را به جوامع ارائه کرده است که رقابت برای در دست گرفتن زمام امور یک کشور یا یک منطقه هرگز به معنای حاکم کردن حق و طرد باطل نیست.
سیاست، میدان ایدئولوژی گرایی و عصبیت نیست: سیاست دارای یک ویژگی بارز است و آن نسبی گرایی است. نسبی گرایی با مبارزات ایدئولوژیک همخوانی ندارد. آلوده شدن عرصه ی سیاست به ایدئولوژی و رسالت به کرسی نشاندن فکر یا انسان های خاصی، موجب خشن شدن میدان مبارزه می شود. چرا که در ایدئولوژی و حتی تعصبات خاص، مدافعان آن خود را حق مطلق و دیگران را باطل مطلق محسوب می کنند و این خصلت ذاتی ایدئولوژی است.
سیاست، میدان روشنفکر بازی نیست: کنش گر سیاسی در قالب حزب یا هر تشکل سیاسی دیگر در صدد کسب موقعیّت مناسب در عرصه ی قدرت است. روشنفکر فرد خودآگاه منتقد و طالب حق است و رسالت او روشنگری و معرفی جریان های سیاسی حاضر در میدان سیاست و نقد قدرت است. اگر یک کُنش گر سیاسی بخواهد در نقش یک روشنفکر حاضر شود هرگز نمی تواند به روش و راه جریانی که به آن وابسته است پای بند بماند زیرا در صورت مشاهده هر لغزش و خطایی باید نقد کند، این رویکرد با نقش فعال سیاسی مغایر است
سیاست، میدان کسب و کار نیست: احزاب تشکل هایی هستند که جمعی از مردم در آن مشارکت یافته و مدعی اداره ی امور جامعه به نحو احسن می شوند. با این تعبیر احزاب تشکل های مدنی و غیر انتفاعی هستند. زمانی که حزب به قدرت می رسد در نقش حکمرانی ظاهر می شود. نقشی برای اعمال اراده ی ملّت. کُنش گر سیاسی که بخواهد با توسل به حزب و تشکل سیاسی مربوطه به کسب درآمد بپردازد در واقع یک خائن به ملّت محسوب می شود
میدان سیاست میدان صبوری و مداراست. شور و هیجان بزرگ ترین افت های عرصه سیاست هستند. کسانی که تحت سیطره احساس و عواطف شخصی یا طایفه ای تصمیم سیاسی می گیرند سرانجام انگشت ندامت خواهند گزید.
* (خدا حافظی سید هاشم هدایتی از دنیای سیاست)
عضو سابق سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 1:24 توسط
|