تفاوت دو زن!
زمانی كه عكس و فيلم های مراسم تحليف ترامپ پخش شد، رفتار او با ملانی همسرش، مورد مقايسه با رفتار اوباما قرار گرفت. اوبامايی كه در سخنرانی آخرش در حضور دنيا به ميشل گفت كه در ٢٥ سال گذشته تو نه تنها همسر و مادر فرزندان من، بلكه بهترين دوست من بوده ای و در مقابل دوربين ها اشك خود را پاك كرد. در روز تحليف نيز بوسه ای بر دستان همسرش زد تا زشتی نگاه بالا به پايين ترامپ به همسرش، در كنار زيبايی عشق آن دو بيش از پيش به چشم بيايد.
انگشت های مقايسه به سمت اوباما و ترامپ رفت به عنوان دو مرد با دو ديدگاه متفاوت راجع به زن ها. اگرچه اين نيز هست و ترديدی نيست، اما آنچه توجه من را جلب می كند زنانی هستند كه در مقابل اين دو مرد ايستاده اند. ملانی در استانداردهای غرب احتمالا زيباست، ظريف است، كلكسيون جواهرات دارد؛ اما ميشل در جامعه ای كه امروزه بيشتر مشخص شده رگه های نژادپرستی آن بس قوی است، سياه پوست و كمی تپل است و لباس هايش هم خيلی به درد كاخ نشينی نمی خورد.
اما ميشل احترام برانگيز است و به نوعی اوباما چاره ای ندارد كه به او احترام بگذارد. ميشل فارغ التحصيل هاروارد است، در حالی كه در مدرك تحصيلی ملانی ترديدهای جدی وجود دارد؛
ميشل فعال اجتماعی است و به طور مثال دغدغه اش اين است كه نسل جديد آمريكا غذای سالم بخورد، ملانی مدل بوده و عكس های نيمه برهنه اش در جامعه ای مثل آمريكا هم به عنوان ابزاری عليه كانديداتوری شوهرش استفاده شد (هرچند جواب نداد) و از اولين اخباری كه در موردش اعلام شد، تخصيص يك اتاق به آرايشگرش در كاخ سفيد بود. نمی خواهم بگويم "ملانی " بودن حتما بد است، نه، اين انتخاب هر زنی است، اما دنيا برای "ميشل" بودن احترام بيشتری قايل است. زن هايي كه شخصيت هاي مستقل دارند، خودشان فكر مي كنند و مسؤليت افكارشون را به عهده می گيرند، می توانند مقابل صدها و هزاران نفر بايستند و صحبت كنند و تاثيرگذار باشند. جهان برای دغدغه ها ی متعالی زن ها بيشتر و ماندگارتر احترام قايل است تا برای صورت ها و لباس هايشان.
در روز تحليف ميشل زيباتر به نظر می رسيد و خوشبخت تر ....