چهار شنبه سوری تهدید یا فرصت؟
چهار شنبه سوری تهدید یا فرصت؟
مصطفی آب روشن – جامعه شناس
یکی از موضوعاتی که نظام اجتماعی از آن رنج می برد ،شیوه نادرست حل مسایل اجتماعی است در واقع ما همیشه سعی داریم موانع را با شیوه پاک کردن صورت مسئله کنترل کنیم.یکی از این موضوعات شیوه ی روبه رو شدن با مراسم چهار شنبه سوری است گفتنی است که فرهنگ استحاله شده ی چهارشنبه سوری در شکل کنونی علت نیست بلکه معلول نادیده انگاری مناسبت های باستانی است. این اشتباهی تاریخی خواهد بود که تلاش کنیم آیین هایی که شادی و نشاط اجتماعی را برایمان به ارمغان می آورد با توجیه فقدان مبنای منطقی، حذف و یا سرکوب کنیم؛ زیرا چهارشنبه سوری یکی از جشن های باستانی است که به عنوان نماد عالی همبستگی اجتماعی در فرهنگ ایرانیان بوده و کارکردهای مثبت فراوانی در گذشته داشته است.
اما امروزه به علت رها شدگی و به رسمیت نشناختن از سوی نهادهای مسئول، این پتانسیل و سرمایه اجتماعی که بالقوه می توانست به عنوان مکانیسمی که در راستای نشاط و تخلیه هیجانات اجتماعی عمل کند ، نا خواسته به کابوسی اجتماعی تبدیل شده است.
تقریبا" در تمامی جوامع موجود، جشن های ملی را به عنوان آیین های پذیرفته شده ، پاس می دارند و در روند جامعه پذیری به نسل های آینده منتقل می کنند . در جامعه ی ما نیز از جمله ی این جشن ها چهارشنبه سوری است، جشنی که در گذشته فرارسیدنش مترادف با شادی،همدلی و محبت افزایی بوده. امروزه به خاطر حاکم بودن نگاه های امنیتی و بی تفاوتی ساختاری نسبت به شادی و نشاط اجتماعی به عاملی آسیب زا تبدیل شده است.
بر این اساس، به جای اینکه ابزار های شادی و نشاط اجتماعیِ کم خطر در اختیار جوانان قرار دهیم و زمینه ی نشاط اجتماعی را در میادین و محله های شهری فراهم کنیم ،شاهد یک نگاه پلیسی و قهری با این سنت پذیرفته شده ی اجتماعی هستیم که از منظر جامعه شناختی واکنش های افراطی جوانان را در پی دارد.
با سوء مدیریت فرهنگی در هدایت نشاط اجتماعی در مسیری درست و شایسته، شاهدیم که کلیت جشن چهارشنبه سوری به عنوان یک تهدید اجتماعی فرض شده، و از کارکردهای مثبت آن غفلت می شود.
واقعیت های موجود ما را به این نتیجه می رساند که ممنوعیت، مخالفت صریح و طرد ساختاری سنت هایی که از منظر اجتماعی پسندیده تلقی می گردد از عواملی است که جوانان را در مقابل پلیس قرار داده جشن چهارشنبه سوری را مبدل به رفتارهای ضد اجتماعی نموده است .
نکته تاسف بار اینکه بازتولید این شادی های کاذب و ناهنجار که امروزه شاهد آنیم پس از سالها،خود به عنوان سنتی نوظهور جایگزین آیین چهارشنبه سوری گردیده ، به طوری که در طی سالهای گذشته، پیامدهای وارونه ای جز غم و اندوه در پی نداشته است .در واقع چهار شنبه سوری در جامعه ما نمادی ضد اجتماعی و اعتراضی به خود گرفته که به شکل ضمنی انعکاس نادیده انگاری نسبت به ارزش های اجتماعی است. لذا برای اینکه چهارشنبه سوری از یک معضل اجتماعی تبدیل به آیینی گردد که به نشاط جمعی کمک می کند بایستی سه گام بنیادی از سوی نظام اجتماعی بر داشته شود.
نخستین گام پذیرش این سنت باستانی همانند دیگر اعیاد و مناسبت های آیینی به عنوان یک واقعیت اجتماعی است، دومین قدم، همدلی و همسویی مسؤلین و نهاد های فرهنگی با شادی و نشاط اجتماعی و در گام سوم اتخاذ سیاستی یک پارچه از سوی شهرداری ها،رسانه ملی و پلیس تا استقرار نشاط اجتماعی به خوبی محقق گردد. به عبارتی برگزاری برنامه های فرهنگی و هنری از جمله: اجرای موسیقی سنتی و زنده ،نور افشانی در میادین اصلی شهر،اهدای وسایل آتش بازی استاندارد و بی خطر در محله های محروم شهری و یا هر گونه همراهی که به تخلیه ی هیجانات کمک کرده به نشاط جمعی منجر گردد ؛به طور بالقوه می تواند این سیل خروشان را تبدیل به سرمایه ا ی اجتماعی کند.
یاد آور می گردد که شادی و نشاط اجتماعی برای سلامت جسم و روان شهروندان به خصوص جوانان جامعه ضروری است .وقتی نهادهای فرهنگی و اجتماعی با جوانان همدلی مشترکی را به وجود می اورند و این جشن را به رسمیت می شناسند، نه تنها این همزبانی، آرامشی را در میان جوانان حکمفرما می کند ،بلکه یک نوع کنترل درونی در افراد شکل می گیرد که اجازه ی کج رفتاری در فضاهای عمومی را به اشخاص نمی دهد و اگر افرادی هنجارهای اجتماعی را رعایت نکنند نیازی به برخوردهای رسمی و پلیسی نخواهد بود ؛زیرا به طور قطع، رفتار ناصحیح آن شخص و یا گروه با واکنش های خود جوش جوانان روبه رو خواهد شد.
مصطفی آب روشن – جامعه شناس
یکی از موضوعاتی که نظام اجتماعی از آن رنج می برد ،شیوه نادرست حل مسایل اجتماعی است در واقع ما همیشه سعی داریم موانع را با شیوه پاک کردن صورت مسئله کنترل کنیم.یکی از این موضوعات شیوه ی روبه رو شدن با مراسم چهار شنبه سوری است گفتنی است که فرهنگ استحاله شده ی چهارشنبه سوری در شکل کنونی علت نیست بلکه معلول نادیده انگاری مناسبت های باستانی است. این اشتباهی تاریخی خواهد بود که تلاش کنیم آیین هایی که شادی و نشاط اجتماعی را برایمان به ارمغان می آورد با توجیه فقدان مبنای منطقی، حذف و یا سرکوب کنیم؛ زیرا چهارشنبه سوری یکی از جشن های باستانی است که به عنوان نماد عالی همبستگی اجتماعی در فرهنگ ایرانیان بوده و کارکردهای مثبت فراوانی در گذشته داشته است.
اما امروزه به علت رها شدگی و به رسمیت نشناختن از سوی نهادهای مسئول، این پتانسیل و سرمایه اجتماعی که بالقوه می توانست به عنوان مکانیسمی که در راستای نشاط و تخلیه هیجانات اجتماعی عمل کند ، نا خواسته به کابوسی اجتماعی تبدیل شده است.
تقریبا" در تمامی جوامع موجود، جشن های ملی را به عنوان آیین های پذیرفته شده ، پاس می دارند و در روند جامعه پذیری به نسل های آینده منتقل می کنند . در جامعه ی ما نیز از جمله ی این جشن ها چهارشنبه سوری است، جشنی که در گذشته فرارسیدنش مترادف با شادی،همدلی و محبت افزایی بوده. امروزه به خاطر حاکم بودن نگاه های امنیتی و بی تفاوتی ساختاری نسبت به شادی و نشاط اجتماعی به عاملی آسیب زا تبدیل شده است.
بر این اساس، به جای اینکه ابزار های شادی و نشاط اجتماعیِ کم خطر در اختیار جوانان قرار دهیم و زمینه ی نشاط اجتماعی را در میادین و محله های شهری فراهم کنیم ،شاهد یک نگاه پلیسی و قهری با این سنت پذیرفته شده ی اجتماعی هستیم که از منظر جامعه شناختی واکنش های افراطی جوانان را در پی دارد.
با سوء مدیریت فرهنگی در هدایت نشاط اجتماعی در مسیری درست و شایسته، شاهدیم که کلیت جشن چهارشنبه سوری به عنوان یک تهدید اجتماعی فرض شده، و از کارکردهای مثبت آن غفلت می شود.
واقعیت های موجود ما را به این نتیجه می رساند که ممنوعیت، مخالفت صریح و طرد ساختاری سنت هایی که از منظر اجتماعی پسندیده تلقی می گردد از عواملی است که جوانان را در مقابل پلیس قرار داده جشن چهارشنبه سوری را مبدل به رفتارهای ضد اجتماعی نموده است .
نکته تاسف بار اینکه بازتولید این شادی های کاذب و ناهنجار که امروزه شاهد آنیم پس از سالها،خود به عنوان سنتی نوظهور جایگزین آیین چهارشنبه سوری گردیده ، به طوری که در طی سالهای گذشته، پیامدهای وارونه ای جز غم و اندوه در پی نداشته است .در واقع چهار شنبه سوری در جامعه ما نمادی ضد اجتماعی و اعتراضی به خود گرفته که به شکل ضمنی انعکاس نادیده انگاری نسبت به ارزش های اجتماعی است. لذا برای اینکه چهارشنبه سوری از یک معضل اجتماعی تبدیل به آیینی گردد که به نشاط جمعی کمک می کند بایستی سه گام بنیادی از سوی نظام اجتماعی بر داشته شود.
نخستین گام پذیرش این سنت باستانی همانند دیگر اعیاد و مناسبت های آیینی به عنوان یک واقعیت اجتماعی است، دومین قدم، همدلی و همسویی مسؤلین و نهاد های فرهنگی با شادی و نشاط اجتماعی و در گام سوم اتخاذ سیاستی یک پارچه از سوی شهرداری ها،رسانه ملی و پلیس تا استقرار نشاط اجتماعی به خوبی محقق گردد. به عبارتی برگزاری برنامه های فرهنگی و هنری از جمله: اجرای موسیقی سنتی و زنده ،نور افشانی در میادین اصلی شهر،اهدای وسایل آتش بازی استاندارد و بی خطر در محله های محروم شهری و یا هر گونه همراهی که به تخلیه ی هیجانات کمک کرده به نشاط جمعی منجر گردد ؛به طور بالقوه می تواند این سیل خروشان را تبدیل به سرمایه ا ی اجتماعی کند.
یاد آور می گردد که شادی و نشاط اجتماعی برای سلامت جسم و روان شهروندان به خصوص جوانان جامعه ضروری است .وقتی نهادهای فرهنگی و اجتماعی با جوانان همدلی مشترکی را به وجود می اورند و این جشن را به رسمیت می شناسند، نه تنها این همزبانی، آرامشی را در میان جوانان حکمفرما می کند ،بلکه یک نوع کنترل درونی در افراد شکل می گیرد که اجازه ی کج رفتاری در فضاهای عمومی را به اشخاص نمی دهد و اگر افرادی هنجارهای اجتماعی را رعایت نکنند نیازی به برخوردهای رسمی و پلیسی نخواهد بود ؛زیرا به طور قطع، رفتار ناصحیح آن شخص و یا گروه با واکنش های خود جوش جوانان روبه رو خواهد شد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 18:26 توسط
|